گام برداشتن در فضای میان حضور و غیاب
اسفند ۲۵, ۱۴۰۰
سوگِ هجرت : دیدگاه‌های روان‌کاوانه‌ی معاصر درمورد تجربه‌ی مهاجرت
اسفند ۲۵, ۱۴۰۰
تنهایی

  و عشق را که خواهر «تنهایی» است...    

نویسنده: میثم بازانی

زمان مطالعه: 3 دقیقه

مترجم:  

تعداد کلمات : 769 کلمه  

از مواهب عشق­ برای آدمی یکی هم این است که تنهایی را از او می‌ستاند. در واقع، می­‌توان گفت که بزرگترین و مهم‌ترین کارکردش همین است که تنهایی را از میان می‌برد. فرد در تجربه‌ی عشق­‌ورزی می‌خواهد خود را نزد معشوق به­ کل عریان کند؛ ­چیزی را از معشوق پنهان نکند و به نظر می‌آید که اگر این کار را بکند، تنهایی از میان می‌رود. چون وقتی معشوق به او نگاه کند و تمام زوایای ذهن و روان او را ببیند، احساس می‌کند تنها نیست. مولانا در بیان این ضرورت و تمنا، با اشاره به حدیث قدسی مشهور بین عارفان، اینکه خداوند گفته است «من گنجی ناپیدا بودم که دوست داشتم دیده و شناخته شوم»، نتیجه می‌گیرد که آدمیان همگی بر همین صفت هستند و در پی کسانی می‌­روند که «مُظهر» آنان باشند؛ -یعنی عاملِ ظهور و دیده شدن­شان. برآورده شدن این تمنا مسرّتی به همراه می­‌آورد و گرمابخش وجود آدمی است.

اگرچه عشق مرهم تنهایی است و خستگی و ملالت ناشی آن را تسکین می‌دهد اما خودِ عشق، ضرورت تنهایی را نیز نمایان می­‌کند. به‌رغم نیاز به دیده شدن و دوست داشته شدن در دل روابط عاشقانه، انسان هرازگاهی به اقتضای وضعیت روانی خویش نیازمند خلوت، رهایی و تنهایی می­‌شود. انرژی‌ او کاستی می‌گیرد و از مراقبت، تماشا و مِهر همیشه ­حاضر دیگری به تنگ می‌آید. دلش می‌خواهد به خلوت خویش بازگردد و در به روی دیگران ببندد و از بار سنگین حضور دیگری شانه خالی کند. نیاز به بازگشت به حریم ساکت و امن تنهایی‌، دوشادوش نیاز به عشق حضور دارد و انسان را برای بازگشت دوباره و گشاده‌­رویی و پذیرایی نسبت به دیگری نیرو می‌بخشد. عشق نوعی خودفراموشی است و خلوت، بازگشتن به دل تنهایی خویش.

میان عشق و تنهایی ارتباطی دوسویه برقرار است. عشق ما را در کشف تنهایی‌ و در شناسایی زوایایی از این تجربه که از چشم­ مان دور مانده است، دستگیری می­‌کند. عشق، تنهایی را جلا می‌دهد و بر آفتاب می‌­افکند. در حقیقت، تجربه‌ی عاشقانه درک ما را از معنای تنهایی، ژرفا می‌­بخشد. از سوی دیگر، افرادی که تنهایی را به­ خوبی تجربه نکرده‌­اند، توان کافی را برای تجربه‌ی عاشقانه‌ی دل­چسب ندارند. اریک فروم در کتاب هنر عشق ورزیدن بیان می­کند که «توانایی تنها بودن، شرط توانایی عشق ورزیدن است». کامیابی در عشق ­ورزیدن نیازمند آگاهی از چاره­ نا‌پذیری تنهایی انسان است. تنهایی کم‌رنگ‌ می‌شود، اما محو نه. آگاهی از زوایا و گستره‌ی تنهایی و گریزناپذیری آن، شرط ضروری برای موفقیت در تجربه‌ی عشق است. اروین یالوم هم در بیان همین معنا می‌گوید که انسان تنها وقتی‌که بتواند چون شاهین، بی‌نیاز از حضور دیگری زندگی کند، به توانایی عشق ورزیدن دست می­‌یابد.

دانلد وینیکات روان­‌کاو نیز در مقاله‌ی خود با عنوان «ظرفیت تنها ماندن» (۱۹۵۸) از جنبه‌­­های مثبت ظرفیت تنها ماندن سراغ می‌­گیرد و این ظرفیت را یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بالیدگی در رشد هیجانی می­‌داند. البته او تصدیق می‌­کند که منظورش تنها ماندن در عالم واقع نیست. ممکن است شخصی در زندان انفرادی نیز نتواند تنها باشد و رنجی که متحمّل می­‌شود، خارج از تصوّر باشد. باوجوداین، بسیاری از افراد پس از پشت سر نهادن کودکی می‌توانند از خلوت­ لذّت ببرند و حتی آن را گران­‌بهاترین دارایی خود بدانند. وینیکات زمینه‌ی شکل­‌گیری این توانایی را در سال­‌های نخستین زندگی و کیفیت روابط با دیگرانِ مهم در آن سال­‌ها ردگیری می­کند.

اگرچه تجربه­‌های متنوعی در پدیدآیی ظرفیت تنها ماندن دخیل هستند، یکی از آن‌ها اساسی­‌تر بوده و در نبودِ آن، ظرفیت تنها ماندن شکل نمی­‌گیرد. این تجربه، تجربه‌ی تنها بودن است؛ تنهایی کودک خُردسال در حضور مادر. ظرفیت تنها ماندن بر پایه‌ی نوعی تناقض بنا می­‌شود؛ تجربه‌ی تنهایی در وضعیتی که شخص دیگری هم حضور دارد. پیوند مادر و کودک به ارتباط میان دو تن اشاره دارد که یکی از آنان به‌طورقطع تنهاست. شاید هر دو تنها باشند، ولی حضور هرکدام برای دیگری مهم است. ظرفیت تنها ماندن به وجود یک ابژه‌ی خوب در واقعیت روانی فرد بستگی دارد. حضور این ابژه ضمانت می­­کند تا آدمی بتواند در مورد حال و آینده اطمینان ­خاطر داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که بتواند حتی در غیاب این ابژه‌­­ها به‌طور موقّتی آرمیده بماند. ظرفیت تنها ماندن نشان می‌­­دهد که فرد به موهبت وجود تجربه‌ی مادرانگیِ به‌اندازه‌ی کافی خوب، فرصتِ باور یافتن به محیطی مساعد را در اختیار داشته است.

*: عنوان نوشتار تکه­ای از شعر «مرثیه» احمد شاملو با اندکی تغییر است.

منابع:

اروین یالوم. (۱۳۸۵). وقتی نیچه گریست (ترجمۀ سپیده حبیب). تهران: کاروان

اریک فروم. (۱۳۹۳). هنر عشق ورزیدن (ترجمۀ پوری سلطانی). تهران: انتشارات مروارید

دانلد وینیکات. (۱۹۵۸). ظرفیت تنها ماندن (ترجمۀ میثم بازانی). وب­سایت مرکز آنلاین روان­درمان تحلیلی ساتیا.

صدیق قطبی. (۱۳۹۵). عشق و تنهایی. وب­سایت صدانت

مصطفی ملکیان. (۱۳۹۵). گفت‌وگو دوماهنامه مروارید با مصطفی ملکیان پیرامون رابطۀ عشق و تنهایی. وب­سایت صدانت


preloader