مردم‌نگاری؛ راهی برای درک انسان در بستر فرهنگ
بهمن ۲۷, ۱۴۰۰
دروغ باد ما را، حقیقتی که بر آن خنده ای نکرده ایم
بهمن ۲۷, ۱۴۰۰
آیا-کودکان-به-قصه¬ها-نیاز-دارند؟

  آیا کودکان به قصه‌­ها نیاز دارند؟    

نویسنده: سوسن قهرمانی

زمان مطالعه: 3 دقیقه

مترجم:  

تعداد کلمات : 749 کلمه  

قصه­‌ها و افسانه­‌ها همچون اسطوره­‌ها بازتابی از واقعیت روانی بشرهستند. اشاره به افسانه‌­ها در کارهای فروید برای نخستین بار در “مطالعاتی درباره هیستری”، آنجا که خانم آنا. او با اشاره به کتاب تصویری هانس آندرسن درباره سمپتوم‌­های خود صحبت می­کند، پدیدار می­شود. سپس فروید در کتاب تعبیر رویا پیوند نیرومند رویاها و فرهنگ عامه را در روان بشر شناسایی می­کند و در آثار بعدی خود به ارتباط میان نمادگرایی رویاها و نمادگرایی موجود در قصه­‌ها و افسانه­‌ها می­پردازد و در نهایت تأثیر آن­ها را در زندگی روانی کودکان برجسته می­سازد.

پس از فروید در ۱۹۷۶، برنو بتلهایم با نوشتن کتاب افسون افسانه‌ها (با ترجمه اختر شریعت‌زاده و منتشر شده توسط نشر هرمس)  درباره معنا و اهمیت قصه­‌ها و افسانه­‌ها، بازگشتی به سوی نظریه فروید دارد. بتلهایم معتقد است که قصه­ها و افسانه­ها مسیرهای شگفت­انگیزی هستند که در یک جهان موازی خیالی، کودکان را از دنیای درونی­شان عبور می­دهند. افسانه­ها به کودکان کمک می­کنند با کشمکش­های درونی و رشدی­شان روبرو شوند. بتلهایم بیان می­کند ماهیت استعاری زبان قصه­ها، اجازه می­دهد که خیال­های آگاه و ناآگاه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این زبان نمادین، مسیری است که از طریق آن ضمیرناآگاه کودک با عناصر خاصی از قصه یا افسانه همسان­سازی می­کند و شدیدترین درگیری­های درونی را بیان می­کند.

داستان سیندرلا از برجسته­‌ترین نمونه‌­های ارتباط میان قصه‌­ها و تعارضات درونی بشری است. ما این قصه را اینگونه می­شنویم: روزی روزگاری دختر زیبایی به نام سیندرلا با نامادری و دو خواهر ناتنی زشت خود زندگی می­کرد. زمانی که سیندرلا به دو خواهر خود کمک می­کرد تا در مهمانی رقص شاهزاده شرکت کنند، از درون برای اینکه نمی­تواند در این جشن شرکت کند، ناراحت بود، تا آنجا که یک پری با جادو، واقعیت موجود در زندگی سیندرلا را به شکلی رؤیاگونه تغییر می­دهد. بخشی از نمادگرایی موجود در قصه سیندرلا، پدیده رقابت میان همشیرها را نمایش می­دهد. رقابت میان همشیرها واقعیتی است که جهان درونی کودک را با بحران‌­هایی روبرو می­کند. زمانی که کودک درمی­یابد برادرها و خواهرهایی وجود دارند که در ارتباط او با والدین سهیم هستند، تهدیدی را در جهان نارسیسیستیک خود احساس می­کند. سیندرلا از اینکه در زندگی پدر جایگاهی محوری دارد خشنود است تا اینکه پدر با نامادری ازدواج می­کند و دو خواهر ناتنی از راه می­رسند. در قصه می­شنویم که خواهران هر آنچه که او دارد یا در آرزوی آن است را صاحب می­شوند. به نظر می­رسد آن­ها تصویری آیینه­ای از آن چیزی هستند که او می­خواهد داشته باشد. در اینجاست که حسادت به شکلی پنهان پدیدار می­شود. بخشی از این حسادت را به شکلی فرافکنی شده در رفتار خواهران و بخشی دیگر را در خیال سیندرلا، هنگامی که خود را در جشن تصور می­کند شاهد هستیم. زمانی که او خود را در صحنه تصور می­کند یک همسان­‌سازی خیالی با خواهران شکل می­‌گیرد. در واقعیت، این خواهران سیندرلا هستند که مورد حسادت او هستند اما جادو کاری می­کند که او از خواهران پیش بیافتد. او بار دیگر در صحنه‌ای حاضر می­شود که تمامی توجه و حسادت­‌ها را برمی­انگیزد: جایگاهی که زمانی در نزد پدر داشته و از بین رفته است. او با حضور در جشن، آن سعادت برباد رفته نارسیسیتیک را بار دیگر به دست می­‌آورد. در همین راستا، عناصر دیگر داستان مانند شخصیت مادری که مرده است، پدری که حضور مستقیمی در داستان ندارد، نامادری، پری، کالسکه، ساعتی که ۱۲ شب نواخته می­شود، کفش­هایی که از آن جشن به جا می­مانند، شاهزاده­‌ای که به دنبال صاحب کفش­‌ها می­گردد و… همگی به صورت نمادین بخش­‌هایی از جهان درونی کودک را روایت می‌کنند.

فروید معتقد است همانگونه که رویاها، خیال­های ضمیرناآگاه را در خود نهفته دارند، قصه­های عامیانه نیز بستری هستند که این خیال­های ناآگاه در آن­ها جریان می­‌یابند. از این رو می­توان گفت قصه‌­های عامیانه نیز راهی به سوی نااگاه هستند. بتلهایم این امر را اینگونه بیان می­کند: “افسانه‌ها نمایانگر جنبه­‌های ناآگاه ذهن هستند”. افسانه‌­ها بخش­‌هایی فرافکنی شده از خویشتن را در بردارند، چیزهایی که ممکن است بازشناسی آن ها در خودمان ترسناک باشند. زمانی که در جلسات روانکاوی از آن­ها صحبت می­کنیم، زبان استعاری آن­ها، فضایی را برای صحبت درباره خودمان فراهم می‌­آورند. از این رو همانگونه که رویاها درباره خویشتن چیزی را بیان می­کنند، قصه‌­ها و افسانه­‌ها نیز چیزی را درباره ما و به ما می­‌گویند. فروید این شناخت را مدیون بررسی و شناخت فرایند روان‌کاوی دانسته و بیان می­‌کند “مایه‌ی شگفتی نیست که روان‌کاوی، شناخت ما از اهمیت جایگاه قصه­‌های عامیانه در زندگی روانی کودکان را تأیید می­کند”.

García Moratilla, Estefania. “Do children need fairytales? A psychoanalytic study.” (2018).

Freud S, Strachey JE. The standard edition of the complete psychological works of Sigmund Freud.


preloader